سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

300

طب در دوره صفويه ( فارسى )

و چشم‌ها به سمت پائين قرار گرفته و نگاه‌ها به پشت دست‌ها دوخته شده است و رويش به طرف پشت مادر است . برخى ديگر از نويسندگان ضمن نقل قول اين مطالب اضافه كرده‌اند كه فقط جنين مذكر اين حالت را دارد و جنين مؤنث رويش به طرف شكم مادر مىباشد . تمام آزمايشات فوق الذكر توسط پزشكان طراز اول و دانشمندان به نام شرح داده شده‌اند ولى علاوه بر آن آزمايش‌هاى ديگرى نيز وجود داشت كه كمتر جنبهء علمى داشت و توسط زنان معمولى صورت مىگرفتند : براى مثال اين اعتقاد وجود داشت كه اگر زن حامله‌اى در راه خود چشمش به سنجاق بيفتد حتما دختر مىزايد ، اما اگر چشمش به سوزن بيفتد بچه‌اش پسر خواهد بود ، اعتقاد ديگر بر اين بود كه اگر مقدارى نمك روى سر زن حامله ريخته مىشد و بعد موهاى او را شانه مىكردند ، اگر در حين شانه نمك به لب‌هاى زن مىرسيد و شورى آن را احساس مىكرد پسر مىزائيد ولى اگر نمك در لابلاى موهايش گير مىكرد و بيرون نمىريخت دختر مىزائيد . گروهى نيز از تمايل زن حامله به غذاهاى مختلف به تشخيص جنين او مىپرداختند و مىگفتند اگر زن حامله به خوردن سيب و شيرينى تمايل زيادى نشان بدهد فرزندش پسر است ولى اگر علاقه‌اش به غذاهاى تند بيشتر باشد نوزادش دختر مىباشد . اگر زنى بخواهد صاحب فرزند پسر بشود ، بايد در سفره ديرتر از همه دست به غذا ببرد زيرا خوردن ته‌مانده غذا موجب پيدايش جنين پسر مىشود . زنى كه پسر حامله باشد پرفعاليت مىشود و در منزل زياد كار مىكند ، يك چنين زنى به علاوه خيلى شاد و سرحال مىباشد ، اما زنى كه دختر حامله باشد درست برعكس است . اگر بخواهم تمام اين آزمايشات و اعتقادات عاميانه را بنويسم مطلب خيلى به درازا مىكشد ولى در اين مجموعه ذكر يك آزمايش ديگر هم كه رواج نسبتا زيادترى داشت شايد بىمناسبت نباشد و آن هم اين بود كه چشم‌هاى زن حامله را خوب مىبستند و يك سينى كه در آن يك قيچى و يك كارد قرار داده بودند در مقابل وى مىگرفتند و از وى مىخواستند كه يكى را بردارد ، اگر زن حامله كارد را انتخاب مىكرد حتما پسر مىزائيد و اگر قيچى را برمىداشت فرزندش حتما دختر بود . پزشكان دورهء صفويه را عقيده بر اين بود كه شكل ظاهرى جنين تا روز دوازدهم مشخص مىشود و در نتيجه اگر زنى طى اين روزها از ته دل به كسى نگاه بكند شكل بچه‌اش به او مىرود . ( اين عقيده داراى ريشه‌هاى بسيار قديمىترى است ) و شباهت شكل بسيارى از دختران ايطاليائى به تصاوير حضرت مريم كه در كليساها قرار داشت ، در آن دوره‌اى كه زن‌ها زياد به كليسا مىرفتند به همين علت دانسته مىشد . اين عقيده بعدها موجب شد كه نقاشان به هنگام كشيدن تصوير براى كليساها ، يك دختر معمولى را به عنوان مدل انتخاب مىكردند . و به اين ترتيب اين تصوير حضرت مريم بود كه شبيه دختران درمىآمد ، نه دختران شبيه به تصوير ! در كتابخانه آستان قدس رضوى كتابى كه موضوع آن راجع به تشريح است وجود دارد كه كليهء صفحات اول آن افتاده است ، در نتيجه نه اسم نويسنده معلوم است و نه نام اصلى كتاب اما مىدانيم كه در سال 1042 يعنى سه سال پس از مرگ شاه عباس بزرگ نوشته شده است .